آرشیو دسته هکرها
نگوییم لینوکس، بگوییم گنو/لینوکس
بیشتر ما میدانیم که آنچه معمولا به نام «لینوکس» خوانده میشود، در حقیقت سیستم عامل «گنو» به همراه هستهای به نام «لینوکس» است. هم اکنون در بیشتر توزیعهای «گنو/لینوکس» سهم هسته (لینوکس) یک و نیم درصد، و سهم بستههای «گنو» بیش از پانزده درصد است.
اما آیا حقیقتا لزومی دارد که این سیستم را «گنو/لینوکس» بنامیم؟ حال که میدانیم این سیستم چیست، چرا از همان نام کوتاه «لینوکس» برای اشاره به کل سیستم استفاده نکنیم؟
هدف پروژهٔ گنو پدید آوردن سیستمی کاملا آزاد بوده و هست. علت توسعهٔ این سیستم نیز مبارزه با نرمافزارهای اختصاصی (دارای مالک) است. و این دقیقا همان چیزی است که شرکتهای نرمافزاری نمیپسندند، بنابراین سعی در سنگاندازی بر سر راه جنبش نرمافزارهای آزاد و پروژهٔ گنو، و جلوگیری از رسیدن صدای حامیان گنو به گوش دیگران دارند.
بیشتر افراد از تفاوت میان هسته و بستههای دیگر سیستم آگاه نیستند. حتی بسیاری تصور میکنند که کل سیستمعامل را لینوس توروالدز در سال ۱۹۹۱ پدید آورده است. بسیاری نمیدانند سیستمی که از آن استفاده کرده و دوستش دارند در حقیقت «گنو» است، و خود را «کاربر لینوکس» میپندارند. بنابراین، هنگامی که جایی با بحث نرمافزارآزاد و فلسفهٔ گنو برخورد میکنند، به سادگی از کنار آن میگذرند و تصور میکنند این سیستم هیچ ارتباطی با آنان ندارد.
باید به یاد داشت که «گنو» برای مبارزه با نرمافزارهایی پدید آمده است که متاسفانه امروزه میبینیم که نمونههایش در بسیاری از توزیعهای «گنو/لینوکس» موجود است. اگر کاربران بار دیگر روی به استفاده از نرمافزارهای اختصاصی بیاورند، و اگر توزیعهای «گنو/لینوکس» به اینگونه نرمافزارها وابسته شوند، جنبش نرمافزارهای آزاد شکست خواهد خورد.
استفاده از نام «لینوکس» برای اشاره به کل سیستمعامل را شرکتهای سازندهٔ نرمافزارهای اختصاصی ترویج میکنند، شرکتهایی که پروژهٔ گنو برای مبارزه با آنان شکل گرفت. و متاسفانه شاهد هستیم که توزیعهایی همانند Open Suse محصول شرکت Novell که حقیقتا لکهٔ ننگی بر دامن جامعهٔ نرمافزارهای آزاد است، به کاربران تازهکار توصیه نیز میشود. (ناول را تحریم کنید)
استفاده از نام «گنو» که با فلسفهٔ خود (نرمافزار آزاد) پیوند خورده است، نه تنها دیگر کاربران را از فلسفهٔ وجودی این سیستم آگاه میکند، بلکه باعث میشود خود ما نیز هدف اصلی را فراموش نکنیم. آنان که تاریخ را فراموش کنند، محکوم به تکرارش هستند.
هر بار که نام «گنو/لینوکس» را به زبان برانید، کمکی به گسترش نرمافزارهای آزاد کردهاید.
مقالههای مرتبط، نوشتهٔ ریچارد استالمن:
چه چیزی درون یک نام نهفته است؟
کاربران گنو که چیزی دربارهٔ گنو نشنیدهاند
لینوکس و پروژهٔ گنو
نشان هکرها

یک گلایدردر بازی زندگی
طرفداران نرمافزار آزاد نشان «گنو» را دارند، حامیان گنو/لینوکس پنگوئن «Tux» را، هکرهای پرل «شتر» و کاربران BSD «جن»ِ کوچکِ قرمز را. اما نشانی برای توصیف کل جامعهٔ هکرها چطور؟
اریک ریموند در اکتبر ۲۰۰۳ نشان هکرها (Hacker Emblem) را به منظور پر کردن این خلاء ابداع نمود. این نشان تصویر یک گلایدر را در بازی زندگی (Game Of Life) که توسط Conway طراحی شده بود، و بین هکرها و به طور کلی محققین «حیات مصنوعی» شناخته شده است، نمایش میدهد.
در «بازی زندگی» گلایدرها الگوهایی هستند که میتوانند در میان صفحه حرکت کنند. (تصویر کنار این پست، یک گلایدر را نمایش میدهد.) گلایدرها اولین بار توسط ریچارد گای در سال ۱۹۷۰ کشف شدند. چرا اریک ریموند یک گلایدر را به عنوان نشان هکرها انتخاب کرده است؟ خود او میگوید: گلایدر تقریبا همزمان با اینترنت و یونیکس پدید آمده است و البته اینکه «بازی زندگی» برای هکرها جذبهٔ خاصی دارد.
اما شما با نمایش دادن این نشان در سایت خود، لباس و یا هر جای دیگر، چه چیز را عنوان میکنید؟ اینکه با جامعهٔ هکرها مرتبط هستید. البته، همانطوری که خودتان هم میدانید با نمایش دادن این نشان به عنوان هکر شناخته نخواهید شد. جامعهٔ هکرها با شهرت اداره میشود!
تائوی برنامهنویسی
بالاخره ترجمهٔ «تائوی برنامهنویسی» به پایان رسید. مدتها بود که دلم میخواست این کتاب را به فارسی برگردانم، اما وقت نمیشد!
تائو در فلسفهٔ چین باستان، آن چیزی است که تمام جهان در آن ریشه دارد. در حدود سالهای پانصد قبل از میلاد، شخصی به نام لائو-تزو (به معنای استاد کهنسال) کتابی با نام «تائو ته چینگ» نوشته است که مکتب تائوئیسم و سپس بودیسم تاثیر بسیاری از آن گرفته است. کتاب «تائوی برنامهنویسی» بر اساس متون تائوئیسم توسط جفری جیمز نوشته شده است. این کتاب، بسیاری از آرمانهای هکرها را بیان میکند.
از آنجایی که این کتاب بیست و دو سال پیش منتشر شده، تصمیم گرفتم قبل از ترجمهٔ آن از نویسنده کسب اجازه کنم. بعد از کمی جست و جو، وب سایت شخصی آقای جیمز را پیدا کردم و یک ایمیل کوتاه برایشان فرستادم که ایشان نیز از اینکه شخصی قصد ترجمهٔ کتاب را دارد بسیار خوشحال شدند و حتی اجازهٔ چاپ کتاب را نیز به من دادند!
جفری جیمز دو کتاب دیگر نیز در این زمینه دارد: «ذنِ برنامهنویسی» و «تمثیلهای کامپیوتر: بیداری در عصر اطلاعات» متاسفانه این کتابها تجدید چاپ نشدهاند (البته، هرسهٔ آنها اخیرا در یک مجلد و در چین منتشر شدهاند) و من دسترسی به متن آنها نداشتم. جدای از ترجمه، دوست داشتم میخواندمشان.
خواندن کتاب تائوی برنامهنویسی را به تمام هکرها توصیه میکنم!


