حق مطالعه داستانی است علمی-تخیلی نوشتهٔ ریچارد استالمن، که آیندهای تاریک را برای دنیای الکترونیک پیشبینی میکند. این داستان که برای اولین بار در فوریه ۱۹۹۷ به چاپ رسید، ماجرای پسری را روایت میکند که میخواهد به یکی از همکلاسیهایش کمک کند. اما نگران است که اگر کامپیوتر شخصی خود را در اختیار همکلاسیاش قرار دهد، او ممکن است کتابهایش را بخواند. کاری که از نظر قانونی عملی غیر قابل بخشش محسوب میشود …
در یادداشتی که ریچارد استالمن در سال ۲۰۰۷ بر این داستان نوشته است، میخوانیم که چنین دنیایی هم اکنون در حال شکل گیری است: قوانین آن تصویب شده و شرکتها و گروههای مختلفی با استفاده از ابزارهایی همچون پالادیوم، و ما کاربران خواسته یا ناخواسته با خرید محصولاتِ این شرکتها، به ساخت این آیندهٔ تیره و تار کمک میکنیم. دنیایی که در آن این ما نیستیم که کنترل وسایل و تجهیزات خود را در اختیار داریم، بلکه شرکتها و ابرقدرتها میگویند که حق داریم چه کاری را انجام دهیم، و چه کاری را نمیتوانیم.
و البته جلوگیری از وقوع چنین فاجعهای چندان سخت نخواهد بود، با این شرط که چشمانمان را باز کنیم و در دام تبلیغات دروغین نیفتیم.


